به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگسرای معروف یکی از معضلاتی که پس از انقلاب دامن‌گیر قشر متدین شده است این است که تا صحبت از امر به معروف و نهی از منکر می‌شود، سریع به سراغ «عفاف و حجاب» می‌روند و از اهم منکرات، به بدحجابی اشاره می‌کنند. البته یکی از دلایلی که برای دخالت حکومت در امر عفاف و حجاب، در فقه اسلامی وجود دارد، «امر به معروف و نهی از منکر» است ولی این دلیل نمی‌شود که این فریضه‌ی والا را در عفاف و حجاب منحصر ببینیم که این نوع مواجهه، ظلم به هر دو ارزش مذکور است.

اکنون پس از طی چهار دهه از انقلاب اسلامی، لازم است ارزیابی‌ای از نحوه «امر به معروف و نهی از منکر» در حوزه «عفاف و حجاب» داشته باشیم. در این مجال مختصر به نکاتی در این راستا اشاره می‌شود:

۱️- امر به معروف و نهی از منکر: مبنای اصلی امر به معروف و نهی از منکر، محبت به هم دیگر می‌باشد. یعنی ما فرد مقابل را دوست داشته و نگران سرنوشت وی هستیم؛ حال وقتی چنین محبتی مبنای عمل قرار گیرد، فرد برای به نتیجه رساندن فعالیت خود و نجات فرد، از هیچ تلاشی فروگزار نکرده و سعی در پیدا کردن بهترین راه اثرگذاری در فرد، بدون ایجاد کوچکترین ناراحتی می‌نماید. در واقع مشکل عدم تأثیر، ناشی از رفتار بد ما و بلد نبودن نحوه نهی از منکر است نه خود این نهاد و تذکر.

از طرف دیگر، شروط ذکر شده برای آن، ایجادی هستند یعنی باید این شرایط را ایجاد کرد؛ به عبارت دیگر، شرط تاثیر را باید به وجود بیاوریم نه اینکه چون تاثیر نداشت، بی‌خیال وظیفه و تکلیف شویم. در واقع محبت و حساسیت نسبت به سرنوشت، به افراد جامعه، اجازه‌ی سکوت و بی‌تفاوتی به بهانه‌هایی مثل رعایت نشدن شروط را نمی‌دهد و همچون آب جاری، تلاش خواهد کرد، مسیر خود را بیابد. اگر نصح و خیرخواهی مبنای اقدام شد دیگر خشونت و عصبانیت در این بین جایی ندارد مگر در موارد محدود که آن نیز بیشتر در حوزه عمل حاکمیت است نه مردم. آن‌هم با باندها و جریان‌های سازمان‌دهی‌شده.

۲️-«معروف» و «منکر»: تا امر خوبی در اذهان مردم جامعه تبدیل به «معروف» نشده باشد نمی‌توان به آن امر کرد و مادامی که امر زشت و مذمومی، تبدیل به «منکر» نشده باشد، نمی‌توان از آن نهی نمود. البته این نباید بهانه‌ای برای بی‌عملی باشد بلکه لازم است زمینه‌سازی انجام گیرد.

۳️-وزن بیشتر «نهی از منکر»: در مورد امر به معروف و نهی از منکر، وزن بیشتر را به منکر می‌دهیم و طبیعتاً نهی از آن؛ متأسفانه روحیه‌ای در بسیاری از افراد جامعه شکل گرفته است که معمولاً نیمه خالی لیوان را می‌بینند و درصدد پرسش از آن و اصلاح آن برمی‌آیند. در حالی که رویکرد دیگری هم می‌توان اتخاذ نمود و بیشتر نیز توصیه شده است و آن دیدن نقاط مثبت و روحیات خوب در جامعه و تلاش برای تقویت آن‌هاست و نیز گفتمان‌سازی نیات و افعال خیر در جامعه و معرفی و تبیین آن‌ها به هدف «معروف» شدن.

۴️- سه‌گانه «حیا»، «عفاف» و «حجاب»: با سه مفهوم روبروییم که در اکثر موارد آن‌ها را کنار یکدیگر و به یک معنا و بعضاً به جای همدیگر به‌کار می‌بریم! «حیا»،«عفاف»، و «حجاب».حیا به معنی شرمساری از گناه و رفتار خلاف عرف و شرع است و از لوازم ایمان به شمار آمده است. طبق روایات، در زنان بیش از مردان است و این ریشه در فطرت دارد و ثمرات ارزشمندی را به بار می‌آورد.

عفاف، تسلط به نفس و مهار امیال و شهوات نامشروع و پرهیز از لجام‌ گسیختگی در تمایلات نفسانی است. عفاف حاصل ملکه درونی‌ای به نام حیا است و اگر درنفس انسان رسوخ کند در مقابل سرکشی‌های نفس در همه ناروایی‌ها ایستادگی خواهد کرد، از فکر گناه کردن گرفته تا نگاه حرام و ارتکاب عملی گناه. نمود و نماد بیرونی عفاف،حجاب است و حجاب یکی از اجزاء تشکیل دهنده عفاف می‌باشد و همه ی آن نیست.

داشتن حجاب، لزوماً به معنای داشتن عفاف نیست و با تحقق حجاب بیرونی لزوما عفاف درونی محقق نمی‌گردد؛ عفاف علاوه برحجاب، دارای اجزای دیگری نیز هست همچون «نگاه کردن»، «راه رفتن»، «حرف زدن» و «آرایش کردن» که باتحقق همه‌ی این اجزا،عفاف به صورت کامل محقق می‌شود.

اصل پوشش که درعرف متشرعه از آن به«حجاب» تعبیر شده، برای زن، واجب است، بلکه از ضروریات دین به شمار می‌رود و همه مسلمانان درباره آن وحدت نظر دارند. اختلاف نظر و تفاوت دیدگاه‌هایی نیز که وجود دارد، درحدود این واجب الهی و گستره آن است که چگونه و چه مقدار پوشش بر زن واجب است.

به صورت خلاصه بدحجابی عبارتست از«رعایت نکردن پوشش مقرر در شرع مقدس در جنبه کیفی و کمی».پس حیا،عفاف و حجاب، مفاهیمی هستند که در عین وجود ارتباط، ولی بایکدیگر متفاوتند و نباید آن‌ها را یکی تلقی کرد.

۵️- انتظار بیش از حد از دولت و ندیدن نقش مردم: هر وقت مسئله‌ای در کشور به وجود می‌آید،اولین نکته‌ای که از زبان همه مردم می‌توان شنید، این است که«پس دولت چه کار می‌کند؟» در واقع همه انتظار داریم که تمام کارهای ریز و درشت کشور توسط دولت انجام شود. این در حالی است که، مردم نسبت به هم وظیفه داشته و «مسئولیت اجتماعی» است که مبنای حل بسیاری از مسائل است. این مسئولیت در اصل هشتم قانون اساسی در قالب امر به معروف مردم نسبت به هم و نسبت به دولت ذکر شده است. فرهنگ و خصوصاً مواردی ظریف مانند حجاب، از حوزه‌هایی است که مردم باید فعالانه وارد شوند؛ از نهاد مهم خانواده و وظیفه‌ی خطیر تربیت فرزند گرفته تا سایر اجتماعات مردمی.

۶️- وظیفه دولت / نقش مردم: در حوزه حجاب، وظیفه‌ی دولت بیشتر بسترسازی است تا مداخله‌ی مستقیم؛ بسترسازی برای توسعه‌ی فرهنگ عفاف و حجاب و معروف شناخته شدن عفت و پوشیدگی اسلامی و منکر شناخته‌شدن عدم رعایت کیفی و کمّی آن. حاکمیت در این راستا مسئولیت دارد و عمده‌ی وظایف آن نیز از ساخت سیاستگذاری گرفته تا اجرا، بیشتر معطوف به ایجاب است تا سلب. آن‌جا هم که سلبی است بیشتر برخورد و مواجهه با باندهای اخلال‌گر و جریان‌های سازمان‌دهی شده برای کمرنگ کردن فرهنگ حیا و عفاف است مانند مدلینگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی مبتذل و یا مقابله فعال با اسنادی که استقلال فرهنگی کشور را هدف گرفته است همچون سند توسعه پایدار.

۷️-تذکر زبانی: بهترین راه برای ایفای نقش مردم، تذکر زبانی است. تذکر، لزوماً فقط در «نهی از منکر» معنا نمی‌شود بلکه در «امر به معروف» هم می‌تواند به کار برده شود؛ مثلاً تشکر از آقا و بانویی خوش‌پوش با رعایت حجاب اسلامی.

۸️- زنانه دیدن عفاف و حجاب: یکی از خطاهای راهبردی در عرصه عفاف و حجاب، زنانه‌دیدن آن است که واکنش منفی بانوان را نیز در پی داشته است. مخاطب بحث هم مردان هستند و هم زنان.

۹️-پرهیز از تفریط: برخی با اشاره به مباحثی مثل عدم اثرگذاری و نیز کلام رهبری در بجنورد، مبنی بر نقص ظاهری و باطنی، نسبت به مسئله بدحجابی اقدامی نکرده یا منتظر اقدام دولت و نهادهای دیگر هستند، که این امر خطاست؛ تذکر رهبری، مبنی بر اصلاح نگرش بود نه توصیه به بی‌عملی!

10- آتش به اختیار در زمینه‌ی حجاب یعنی طراحی اقدام عالمانه‌ی مبتنی بر اخلاق اسلامی که افراد جامعه اسلامی را به مثابه برادران و خواهرانی می‌بیند؛ اگر آنان حجاب را معروف، و بدپوششی را منکر ندانند در قالب‌های مختلف تبلیغی، درصدد تبیین برمی‌آید و اگر این ارزش‌ها را معروف و ضد ارزش را منکر بدانند، درصدد دعوت به راه و بازداشتن از بیراهه با تذکر زبانی برمی‌آید.

سجاد لطفی پژوهشگر مرکز رشد

رامین مالک پژوهشگر مرکز رشد

لینک خبر

1 دیدگاه

  • نهی از منکر از سوی افراد بیسواد و سطحی نگر بشکل غیرقابل قبول درمحدوده حجاب اجرا میشود درحالیکه این فریضه از بالاترین تا پایینترین مقامهای حکومت را دربر میگیرد و بخصوص افراد منافق و نفوذی در پستهای مختلف که بزرگترین اسیب را به عقاید و اینده کشور میزند باید در اولویت باشد(که تاکنون خبری از انها نبوده!)تا امور شخصی افراد که بر اعتقادات فردی متکی است و نباید اجبارا شیوه خاص زندگی را بر انها تحمیل کرد. ضرباتی که سوء تفکر و عمل مسئولین ماندگار در قدرت به عقاید عمومی میزنند بدحجابی هرگز نمیزند.اسلام ایرانی با تکیه محض بر تعصبات ناموسی ماقبل اسلام بشکل انحرافی از اسلام واقعی اجرا میشود. وجود افراد فاسد و فرصت طلب در برخی پستها که زنجیره فساد قدرت تشکیل داده اند نمونه بارز و خطرناک منکرات میباشند که هیچکس اهمیت نداده و درصورت تذکر به مافوق اثری نداشته اما در موضوع حجاب همگی مسئولانه و مجدانه مشارکت خودسرانه و اتش به اختیار دارند. وقتی دروغ و ظلم و فساد جامعه باصطلاح دینی را فرا گرفته باشد و مردم از اصلاح حاکمیت درمانده باشند چگونه میتوان پایبندی به اعتقادات را انتظار داشت که ابتدای انقلاب مخلصانه عمل کردند؟ اکنون حتی زاهدترین افراد ابتدای انقلاب هم دچار تزلزل اعتقادات و دنیاگرایی شده اند.درگیری یک زن با یک روحانی بیسواد که از مقوله امر به معروف چیزی نمیداند باید حرمت خود نگه میداشت و با شخصیت دیگران بازی نکند و تذکر را با زبان احترام و بدون درگیری لفظی انجام میداد. از این روحانیهای بیسواد که از اسلام برخوردهای انقلابی(خودسرانه) افراطی اموخته اند، کم نداریم و من در چندین مورد سوالات دینی روحانیون محل کار،متوجه بیسوادی اغلب انها شده ام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *