احمد بن موسی بن جعفر (ع)،معروف به “سید السادات” و “شاه چراغ” فرزند امام موسی کاظم (ع) و از شخصیت های عالی مقام و جلیل القدر و پرهیزکار بود. به خاطر جایگاه والایش نزد پدرش مورد احترام بود؛ بعد از شهادت امام موسی بن جعفر(ع) برخی از مردم خواستار بیعت با احمد به عنوان امام بودند، ما او وفاداری خود را به برادرش، امام رضا (ع)، اعلام کرد و تأکید نمود که اطاعت از امام رضا (ع) بر همگان واجب است.
احمد بن موسی به همراه یاران و برخی از برادرانش به ایران سفر کرد تا به امام رضا (ع) بپیوندد. در مسیر، کاروان او با نیروهای خلیفه مأمون درگیر شد و در نزدیکی شیراز، جنگ سختی رخ داد.با انتشار خبر شهادت امام رضا(ع)غالب همراهان احمدبن موسی(ع) پراکنده شدند و تنها تعدادی از برادران و اقوام نزدیکش از او جدا نشده و تا آخر مقاومت کردند. این یادداشت به مناسبت سالروز بزرگداشت و تکریم حضرت احمد بن موسی (ع) به نقل از خبرگزاری شبستان در گفتگو با دکتر «محمدرضا سنگری»، انجام شده است که تقدیم حضورتان می شود.
شخصیت حضرت احمد بن موسی (ع)
حضرت احمد بن موسی (ع) یکی از شخصیت های مجموعه خانواده حضرت موسی بن جعفر (ع) در ایران است که بسیار هم کانون توجه مردم قرار دارد. «احمد بن موسی بن جعفر» ملقب به شاهچراغ و مشهور به سید السادات الاعاظم، از فرزندان امام کاظم(ع) است. او از امامزادگان مشهور در ایران است که در زمان خلافت مأمون به ایران سفر کرد و با شنیدن خبر شهادت امام رضا(ع)، در شیراز ماند و در همانجا به شهادت رسید. مقبره وی در شیراز است.
حضرت احمد بن موسی (ع) بزرگترین مدافع حریم امامت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بود و اصلا برای دفاع از امام به ایران آمده بود، همان نقشی که حضرت ابوالفضل العباس (ع) در دفاع از ابا عبدالله الحسین (ع) داشت و سردار او در مجموعه نهضت عاشورا و کربلا بود به این دلیل بنده وی را «ابوالفضل نهضت رضوی» عنوان گذاری کردم. بر همین اساس شباهت های فراوانی می توانیم میان حضرت ابوالفضل العباس (ع) و احمد بن موسی (ع) بیابیم.
نکته اول در خصوص شباهت احمد بن موسی (ع) به حضرت ابوالفضل العباس (ع) فداکاری است که در ساحت امام خویش داشتند لذا اگر زندگی حضرت عباس (ع) را مطالعه کنیم، می بینیم که ایشان در منظومه نهضت حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) تسلیم محض بودند؛ مثلا رفتار محمد بن حنیفه برادر امام حسین (ع) با وی همیشه دستوری و راهبردی بود. یعنی موضعش در برابر امام مانند کسی بود که انگار داشت امام را هدایت و راهبری می کرد؛ مثلا خطاب به امام حسین (ع) می گفت: بهتر است به یمن بروی و در آنجا پناه بگیری یا بهتر است رفتار مسالمت آمیز یا سازش کارانه داشته باشی. در صورتی که حضرت ابوالفضل العباس (ع) در همه زمینه ها تسلیم محض امام خود بودند و در انجام کارها هیچ بهانه و چانه زنی نداشتند؛ همین ویژگی و خصوصیات را کاملا در رفتار حضرت احمد بن موسی (ع) می بینیم. وی تسلیم محض امام خویش بود، هرگز برای امام خود خط و نشان نکشید و کاری مشابه آنچه محمد حنفیه کرد، انجام نداد، بلکه دقیقا شبیه حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود.
چون خبر شهادت حضرت موسی کاظم علیه السلام امام هفتم شیعیان در مدینه شایع شد، مردم به در خانه ام احمد، مادر حضرت شاه چراغ «احمد بن موسی» گرد آمده و حضرت سید میر احمد را با خود به مسجد بردند، زیرا از جلالت قدر و شخصیت بارز و اطلاع بر عبادات و طاعات و نشر شرایع و احکام و ظهور کرامات و بروز خوارق عادات که در آن جناب سراغ داشتند، گمان کردند که پس از وفات پدرش امام موسی بن جعفر علیه السلام امام بحق و خلیفه آن حضرت فرزندش «احمد» است.
به همین جهت در امر امامت با حضرتش بیعت کردند و او نیز از مردم مدینه بیعت بگرفت، سپس بر منبر بالا رفت، خطبه ای در کمال فصاحت و بلاغت انشاء و قرائت فرمود، آنگاه تمامی حاضرین را مخاطب ساخته و خواست که غائبین را نیز آگاه سازند و فرمود: همچنان که اکنون تمامی شما در بیعت من هستید، من خود در بیعت برادرم علی بن موسی علیه السلام می باشم، بدانید بعد از پدرم برادرم «علی» امام و خلیفه ی بحق و ولی خداست. و از جانب خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم او، بر من و شما فرض و واجب است که امر آن بزرگوار را اطاعت کنیم و به هر چه امر فرماید گردن نهیم.
نگارش و کتابت قرآن زیر نظر حضرت احمد بن موسی (ع)
شباهت دیگر حضرت احمد بن موسی (ع) به حضرت ابوالفضل العباس (ع) در شهادت آنها بود. حضرت احمد بن موسی در سال ۲۰۳ از مدینه به منطقه شیراز می آیند. وی قبلا در «یسیره» در نزدیکی مدینه زندگی می کردند، حضرت در آنجا خانواده خود و دیگر اقوام نزدیک خود را به نگارش و کتابت قرآن دعوت می کردند، سپس آنها را به جاهای مختلف ارسال می نمودند. بعضی گفته اند ۲۲۰ قرآن و برخی هم نوشته اند حدود هزار قرآن در منطقه یسیره زیر نظر حضرت احمد بن موسی نوشته شده است که ایشان بعضی از آن قرآن ها را با خود به ایران آوردند؛ ضمن اینکه حضرت معصومه (س) نیز تعدادی از قرآن ها را با خود به ایران انتقال دادند.
«دروازه قرآن» ره آورد اقدامات حضرت احمد بن موسی (ع) است
نا گفته نماند که شهرت شیراز به «دروازه قرآن» محصول و ره آورد اقدامات حضرت احمد بن موسی (ع) است. وی در زمان ورود به شیراز مورد حمله غافلگیرانه نیروهای خلیفه وقت (مأمون) قرار گرفتند. دقیقا همان شرایطی که برای حضرت ابوالفضل العباس (ع) در لحظه شهادت رخ داد برای ایشان هم همان شرایط پیش آمد و در شیراز به شهادت رسید؛ از این جهت کاملا این دو شباهت زیادی به یکدیگر دارند.
فضایلی که برای حضرت ابوالفضل العباس (ع) مطرح است ما این فضایل را در وجود حضرت احمد بن موسی (ع) نیز می بینیم. بخشندگی، مهربانی و محبت نسبت به مردم، مردم داری و از خود گذشتگی، تمام این ویژگی هایی که ما در مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع) می بینیم در شخصیت حضرت احمد بن موسی (ع) نیز مشاهده می نماییم؛ به همین دلیل بنده وی را ابوالفضل نهضت رضوی معرفی کردم. ای کاش می توانستم کتاب دیگری می نوشتم و در آن حضرت فاطمه معصومه (س) را به عنوان «زینب نهضت رضوی» معرفی می کردم.
ضرورت تکریم و بزرگداشت حضرت احمد بن موسی (ع)
مرحوم آیت الله بهجت یک نکته لطیف و ظریفی درباره امامزاده ها فرمودند: که این امامزاده ها یک طعم و لطف خاصی دارند به طوری که وقتی ما در کنار حرم و ضریح آنها قرار می گیریم یک آرامش روحی و روانی درونی برای ما ایجاد می شود. لذا از این جهت تکریم و بزرگداشت امامزاده ها برای ایجاد فضای معنوی و آرامش روحی و روانی بشدت مورد نیاز ما است. نکته دوم این است که همه ما در زندگی خود به دنبال اسوه و الگو هستیم، هیچ کس بی نیاز از الگو نیست. کودکان والدین خود را الگو قرار می دهند، جوانان و نوجوانان چهره های هنری و ورزشی را به عنوان الگو انتخاب می کنند، خداوند هم در قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) و حضرت ابراهیم (ع) را به عنوان اسوه حسنه معرفی کرده است.
وقتی ما به زیارت امامزاده ها مشرف می شویم، زندگی آنها را فرا چشم و ذهن خودمان می آوریم. در حقیقت به الگوهای مثبت بر می گردیم. چون گاهی مواقع انسان ها الگوها را گم می کنند لذا زیارت امامزاده ها ما را به بهترین الگوها در زندگی سوق می دهد. نکته سوم اینکه ما آنها را زنده تصور می کنیم، در زیارت نامه های این بزرگان، این گونه می خوانیم: «فی یسمعون کلامی» ( شما سخن مرا می شنوید) «و یردون سلامی»، (شما سلام مرا بر می گردانید) لذا آنها سلام و کلام ما را می شنوند، ما آنها را حاضر می بینیم. یعنی آنها را از دل تاریخ به امروز می رسانیم و گویی احساس می کنیم ما با آنها داریم زندگی می کنیم. این خیلی فرصت شیرین، زیبا و تاثیرگذاری است که ساخته می شود.
نکته مهم دیگر این است که آنها آبرومندان پیشگاه الهی هستند. ما در دعاهایمان به ویژه دعای توسل می گوییم: «یا وجیها عندالله ای» (کسانی که پیش خداوند آبرو دارید) ما خودمان را به آنها متصل می کنیم و از جایگاه و پایگاهی که در پیشگاه الهی دارند، مدد می جوییم. این هم روی نفس و روح ما و هم در گره گشایی های زندگی ما تاثیرات خوبی دارد. حتی اگر رفتن به امامزادگان و زیارت آنها گره ای از کار ما باز نکند، دست کم به ذهن و روح ما آرامش خاصی می دهد و خود این آرامش زمینه ای خواهد بود که ما بتوانیم با مسایلی که در زندگی روبرو هستیم، روشن تر و واضح تر مواجه شویم و احیانا بعدا با سرانگشت تفکر و اندیشه آن گره ها را باز کنیم.
مهمترین درس برای جامعه امروز از شخصیت حضرت احمد بن موسی (ع)
دفاع از ارزش ها، دفاع از دین و دفاع از امام بزرگترین درسی است که حضرت احمد بن موسی (ع) به ما داده است. باید مراقب باشیم که دین دایما در حال تهدید و خطر است. شبکه های ماهواره ای هر روز تبلیغات و روایت های ناروا و نادرستی علیه دین وارد می کنند. ما باید سعی کنیم در مقابل آنها بایستیم، بنابراین کار حضرت احمد بن موسی (ع) روشنگری و تبیین بود. ما هم باید در این زمینه دقت لازم را داشته باشیم. نکته دوم اینکه در دفاع از حق آماده هر مسئله ای باشیم. همه سختی ها و دشواری ها را به جان بخریم. نکته سوم اینکه زندگی حضرت احمد بن موسی (ع) پیوسته با قرآن عجین بود. ما هم باید انس و الفت خود را با قرآن بیشتر کنیم.







