در این نشست پژوهشی که با تمرکز بر بازخوانی نقش‌های متغیر زنان در ادوار مختلف مقاومت برگزار گردید، ابتدا گذار تاریخی جایگاه بانوان از «پشتیبانی لجستیکی» در دفاع مقدس به «مدیریت جنگ نرم» در نبردهای معاصر مورد واکاوی قرار گرفت. سخنران با استناد به مصادیق عینی نظیر فرماندهی مرحومه دباغ و ایثار مادران شهدا (به‌ویژه مادر شهید موسوی)، استدلال نمود که روایت زنانه از جنگ، روایتی صرفاً احساسی نیست، بلکه ترسیم‌کننده «عقبه استراتژیک» جبهه‌هاست که بدون آن، تاب‌آوری نظامی ممکن نخواهد بود.

در بخش دوم، با رویکردی تطبیقی، مؤلفه‌های پیروزی در «جنگ دوازده‌روزه» تحلیل شد. استدلال محوری بر این اصل استوار بود که در مواجهه با تحریم‌های فلج‌کننده و تهدیدات امنیتی، آنچه نظام را بیمه کرد، «انسجام درونی» و «ولایت‌مداری» بود؛ عنصری که در فتنه‌های سیاسی گذشته توسط جریان‌های تکنوکرات نادیده انگاشته شده بود. سخنران با نقد صریح انحرافات سیاسی، هشدار داد که دشمن اکنون با تغییر زمین بازی، بر «جنگ شناختی» و تغییر باورها متمرکز شده است.

نتیجه‌گیری نهایی نشست، تعریف مأموریت جدید برای بانوان طلبه بود. بر این اساس، زن تراز انقلاب اسلامی در گام دوم، باید با سلاح «جهاد تبیین» به مصاف امپراتوری رسانه‌ای غرب برود. بدین معنا که صیانت از دستاوردهای مقاومت، تنها با روایتگری صحیح، بصیرت‌افزایی در مدارس و خانواده‌ها، و خنثی‌سازی عملیات روانی دشمن محقق می‌شود تا امنیت ملی در سایه امنیت روانی جامعه تضمین گردد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *