آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکرِ لقمان/17

و امر به معروف و نهی از منکر کن

آینه:
حکایت؛ در زمان فتح علی شاه قاجار در یزد عالمی بود به نام ملاحسن یزدی که مورد احترام مردم بود. در آن زمان فرماندار یزد به مردم ظلم می کرد، ملاحسن به خاطر کردار ناپسندش به او تذکر داد ولی سودی نبخشید، مجبور شد شکایت او را برای فتح علی شاه بنویسد، اما باز هم فایده‌ای نداشت.

به جهت امر به معروف و نهی از منکر، مردم یزد را جمع کرد و همگی فرماندار را به دستور او از شهر بیرون کردند، جریان را به فتح علی شاه گزارش دادند، بسیار ناراحت شد و دستور داد ملاحسن یزدی را به تهران احضار کنند، شاه به آخوند گفت: حادثه یزد چه بوده است؟ گفت: فرماندار تو در یزد حاکم ستمگری بود، خواستم با اخراج او از یزد، شر او را از سر مردم رفع کنم.

شاه عصبانی شد و دستور داد چوب و فلک آوردند و پاهای آخوند را به فلک بستند، به سبب اینکه ملاحسن در بین مردم نفوذ زیادی داشت و شاه نمی‌خواست آزار رساندن به ایشان منجر به شورش شود، به امین‌الدوله گفت: احتمالاً ایشان تقصیری ندارد و اخراج فرماندار بدون اجازه او توسط مردم انجام شده، آخوند با اینکه پاهایش به چوب و فلک بسته بود، گفت: چرا دروغ بگویم، فرماندار را من به خاطر ظلم از یزد اخراج نمودم، سرانجام امین‌الدوله وساطت کرد و پای آخوند را از بند فلک باز کردند. 1

مبادا بی طرف یا بی تفاوت                       همه معروف و منکر واگذاری

با اقتباس و ویراست از کتاب یک‌صد موضوع 500 داستان

لینک

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *