به گزارش فرهنگسرای معروف؛به نقل از ايرنا حجت الاسلام جلال نوري وظيفه و رسالت رسانه ها را نقد دانست و در گفت و گو با خبرنگار معارف ايرنا افزود: جامعه امروز يك جامعه رسانه اي است و فرزندان ما در دامان رسانه بزرگ مي شوند و وظيفه و رسالت رسانه، نقد است كه معمولا نقد خطاب به بالاتر صورت مي گيرد و اگر به پايين تر باشد، نصيحت است.

وي اضافه كرد: در سيره اهل بيت(علیهم السلام) امر به معروف و نهي از منكر اينگونه بوده كه هنگام عبور از كنار گناهكاران، آنان را نصيحت مي كردند ولي نسبت به حاكمان، امر و نهي مي كردند و ما به صورت وارونه عمل مي كنيم. يعني در مقابل كوچكترين ايراد، به جاي نصيحت و ارشاد، نگاه تحكمي داشته ايم.

وي با بيان اين كه «امر» از نظر ادبي نگاهي از بالاتر نسبت به پائين تر است، تاكيد كرد: ما نسبت به پائين تر خود كه يك ضعف اجتماعي و خلاء فكري داريم، بايد راه نصيحت و موعظه را در پيش گيريم و در اين نوع از بيان بايد به دنبال ارتباط و نه تقابل بود.

* انتقاد در ديدگاه مدير و رئيس
نوري همچنين گفت: امر به معروف در دستگاه هاي اداري بايد بر مبناي شايسته سالاري، پاسخگويي و قانونمداري كه جزو شاخص هاي سلامت اداري است، صورت گيرد و اگر اين سخنان حضرت امام خميني (ره) كه فرمود «من خادم مردم هستم و مردم ولي نعمت ما هستند»، در بدنه مديران و مسئولان نظام نهادينه شود، كسي خود را رئيس نمي داند.

وي درباره تفاوت مدير و رئيس گفت: مدير يعني اداره كننده يك مجموعه كه ممكن است فردي بهتر از او نيز در ميان آن افراد وجود داشته باشد ولي رئيس يعني حاكم و ما بحث هاي تربيتي را به سمت حاكميتي برده ايم.

اين پژوهشگر حوزه رسانه افزود: فساد اداري از زماني آغاز مي شود كه مديران خود را رئيس بدانند نه خادم مردم و يكي از مهمترين خلاء ها در اين زمينه تربيت رسانه است. مثلا آموزش و پرورش هزاران مساله را به كودكان و دانش آموزان آموزش مي دهد ولي هيچگاه نگفته كه با پدر و مادر يا همنوع خود چه رفتاري داشته باشد.

وي بر ضرورت ايجاد تحول در نظام رسانه اي و تربيتي تاكيد كرد و گفت: يكي از اشتباهات بزرگ فرزندان ما اين است كه فقط مشغول به درس هستند و از محيط مدرسه به صورت استريليزه و كاناليزه وارد اجتماع مي شوند و چون آمادگي ندارند، در تربيت آنان مشكل ايجاد مي شود.

نوري همچنين گفت: سند تحول بنيادين آموزش و پرورش را مي توان يك سند كليشه اي دانست و در واقع تحولي اتفاق نيافتاده و زماني اين تحول اتفاق مي افتد كه كودك با واقعيت هاي جامعه، هنر «نه» گفتن، نحوه مبارزه با فقر و درك كردن شرايط اجتماعي رو به رو شود.

وي در ادامه گفت: ممكن است بسياري از جوانان به برخي مسائل انقلاب معترض باشند در حالي كه نمي دانند اين انقلاب براي آقايي و عزت ملت ايران بوجود آمده و بايد در اين زمينه هزينه داد كه مشكلات و تحريم ها جزيي از آن است ولي چون نتوانستيم اين مساله را نهادينه كنيم، جوانان منتقد هستند.

* تفكر انتقادي در دانش آموزان چگونه نهادينه مي شود؟
وي همچنين گفت: نسلي كه در اين دهه تربيت مي شود، تفكر انتقادي را برنمي تابد و اين مساله باعث پسرفت جامعه خواهد شد و لذا سرمايه گذاري در حوزه كودك و نوجوان را بايد از حوزه رسانه به ويژه صدا و سيما و دولت درخواست كرد. چون بازخورد بخش خصوصي در اين زمينه كم است و كمتر حاضر به سرمايه گذاري مي شوند.

اين پژوهشگر مذهبي اضافه كرد: كمتر كسي حاضر مي شود كالاي فرهنگي براي كودكان خود بخرد، در حالي كه براي اسباب بازي حاضرند، سرمايه گذاري كنند ولي ما صبر مي كنيم تا شخصيت فرزندانمان شكل بگيرد و آن زمان به راحتي نمي توان تفكر انتقادي را در آنان پرورش داد.

وي با اشاره به نقش تربيتي دانشگاه ها و تاثير هدايتي حوزه هاي علميه گفت: حوزويان كمتر در حوزه آموزش و پرورش و دانشگاه ها نقش آفريني مي كنند و توليدات محصولات فرهنگي كمتري دارند، درحالي كه هدايت و آموزش دو مساله جداست و بايد كاري كرد كه جامعه به منابع غني خود مراجعه كند و افكار عمومي بر اساس آن مطالبه گر باشند.

* رسانه ها هزينه انتقاد را كاهش دهند
نوري خواستار برپايي همايش هايي براي بررسي روش هاي تفكر انتقادي شد و گفت: يكي از رسالت هاي رسانه ها و مطبوعات اين است كه كاري كنند تا دستگاه ها هر سال همايش هاي برگزار شده را از ديدگاه انتقادي بررسي كنند.

وي افزود: خلاء ما در حوزه تفكر انتقادي، روش‌مند كردن مباني است و لذا پيشنهاد مي دهم تا شاخص ها و روش هايي كه مي تواند تفكرات انتقادي را نهادينه كند از سوي رسانه ها اعلام شود و با برگزاري همايش و تاليف مقالات، شاخص هاي اصلاح در حوزه هاي مختلف را تعريف و ايرادهاي آن را شناسايي كرده و مديران اين حوزه ها را مورد خطاب قرار دهند.

وي تاكيد كرد: البته مجامع دانشگاهي از مجامع مديريتي فاصله بسياري دارد و بايد اين فاصله را كم كرد ولي اولين نكته در مساله نقد اين است كه تفكر انتقادي به عنوان يكي از مباحث بسيار بنيادين رشد و توسعه مطرح است و همانگونه كه يك باغبان تا علف هاي هرز را از بين نبرد،‌ به باغي زيبا و پرگل دست نخواهد يافت، بايد قبول كنيم با تفكر انتقادي باغ تربيت اجتماعي و ساختار فرهنگي مي تواند به سمت رشد و توسعه حركت كند.

لینک خبر

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *