مقدمه:
مسئله امر به معروف و نهی از منكر در آياتی چند از قرآن كريم و نيز به صورتها و مضامين مختلف، در جوامع و منابع حديثی فريقين[2] منعكس شده است.
«معروف» هر عملی است كه خوب و نيك بودنش توسط عقل و شرع شناخته شده باشد و «منكر» آن است كه عقل و شرع آن را زشت بدانند.[3]همچنين از ديدگاهی ديگر میتوان معروف را “بايد”های اجتماع انسانها و منكر را “نبايد”های آن قلمداد كرد[4].
طبرسی در مجمع البيان می نويسد: “إن المعروف، الطاعة و المنكر، المعصية. وكل ما أمر الله ورسوله به فهو معروف، وما نهی الله ورسوله عنه فهو منكر”.[5]
امر به معروف ونهی ازمنكر در ميدان فقه دو واجب شرعی[6] بوده و ضامن تداوم زحمات انبياء و رنج و مشقات ائمه طاهرين (عليهم السلام) است.[7]
بر طبق آياتی از قرآن كريم مؤمنان يارو ياور يكديگر معرفی شدهاند كه يكی از مصاديق اين ياوری متقابل، امر به معروف و نهی از منكر است تا در پرتو آن، جامعه از هر گونه بدی و زشتی، پاك شده و رحمت خداوندی محقق شود؛[8] و اينگونه اين اصل اساسی را در كنار ديگر دستورات اسلامی مايه اتحاد مؤمنان معرفی میكند چرا كه ضمن بيان اوصاف منافقان كه يكديگر را از معروف باز میدارند و به منكر آمرند[9] میفرمايد:
(تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّی)[10]
فكر میكنی منافقان با هم متحدند در حالی كه دلهايشان پراكنده است.
آری پيوستگی اجتماعِ اعتقادی چنان است كه همه مسئول يكديگرند،[11] و همه برخوردار از پيامدهای كردار نيك، و زيانمند از پيامدهای كردار زشت ديگراناند. اين است كه بايد يكديگر را به كارهای نيك، “آمرانه” بخوانند و از كارهای زشت، “ناهيانه” باز دارند.[12]
اين مسئله، درهمه اديان مطرح بوده و وجوب آن اختصاص به مسلمانان ندارند.[13] اين حكم در ميان بنی اسرائيل به چشم میخورد. خداوند در قرآن میفرمايد:
(… مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ *يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ …)[14]
از ميان اهل كتاب گروهی درست كردارند كه آيات الهی را در دل شب میخوانند و سر به سجده مینهند. به خدا و روز قيامت ايمان دارند و به كار پسنديده فرمان میدهند و از كار ناپسند باز میدارند.
لقمان حكيم اجرای اين فريضه را به فرزندش سفارش می كند[15]. نيز برطبق آياتی اين فريضه سيرهی انبياء الهی معرفی شده است.[16]
اهميت وجايگاه امر به معروف ونهی از منكر
خداوند متعال در قرآن كريم بهترين امّت را به اين وصف معرفی مینمايد:
(كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ)[17]
شما بهترين امتی هستيد كه برای مردم پديدار شدهايد به كار پسنديده فرمان میدهيد و از كار ناپسند باز میداريد و به خدا ايمان داريد.
امام صادق (عليه السلام) این امت را چنین معرفی نمودند:
“مقصود امّتی است كه دعای ابراهيم (عليه السلام) دربارۀ آنها تحقق يافت، امتی كه خداوند در ميان آنها و از خود آنها و به سوی آنها پيامبر برانگيخت و اينان امت ميانهاند و بهترين امتی هستند كه در ميان مردم، پديد آمدهاند.”[18]
همچنين حضرت در مورد اين آيه (وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَی الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[19] می فرمايند:
“كسی كه در جامعه مسلمين، ديگران را به خوبيها دعوت نكند و همچنين امر به معروف و نهي از منكر ننمايد، در شمار امتی كه خداوند آن امت را بدين صفات وصف نموده است نيست … پس كسی كه اين صفات در او نيست چگونه جزو امت پیامبر (صلی الله علیه وآله) محسوب میشود؟ و اين بر خلاف شرطی است كه خداوند برای اين امت دانسته و وصف نموده است.” [20]
باتوجه به اين دو آيه و روايت در میيابيم كه امر به معروف ونهی از منكر از “ويژگیهای اخلاقی ورفتاری امت پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله)” است.[21]
از آيه اخير نيز اين نكته برداشت میشود كه فلاح ورستگاری تنها در نجات و رهايی خود خلاصه نمیشود بلكه نجات و رشد ديگران از شرايط فلاح است.[22]
اين مطلب را امام صادق (عليه السلام) در حكايتي اينگونه بيان فرمودهاند:
“در بنی اسرائيل پيرمرد عابدی بود كه عبادت خدای را میكرد، هنگامی كه مشغول عبادت بود و نماز میخواند چشمش به دو پسر بچهای افتاد كه خروسی را گرفته و پرهايش را میكندند، اما آن دو را از اين كار نهی نكرد و به عبادت خود مشغول شد. خداوند نيز به زمين وحی نمود كه بنده مرا فرو بر زمين هم آن را در درون خود فرو برد”.[23]
همچنين امام صادق (عليه السلام) دربارۀ اين سخنِ خداوند متعال (فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ)[24] ميفرمايند:
آنان سه گروه بودند: گروهی كار نيك ميكردند و ديگران را نيز به آن فرا ميخواندند اين گروه نجات يافتند. گروهی خود كار نيك ميكردند، اما ديگران را بدان فرا نميخواندند اينان به صورت مورچه مسخ شدند. و گروهی نيز نه كار نيك ميكردند و نه ديگران را بدان فرا ميخواندند اينان، نابود شدند.[25]
امر به معروف نهی از منكر كه نخستين وظيفه انبياء (عليهم السلام) است،[26] در واقع كاری است كه خداوند متعال آن را انجام میدهد.[27] چنان که امام صادق (علیه السلام) بدان اشاره نموده اند:
“إن الامر بالمعروف والنهي عن المنكر خُلقان من خُلق الله …”.[28]
همانا امر به معروف ونهی از منكر دو صفت از صفات خداوند است.
با توجه به آن چه بيان شد و در پی میآيد اهميت اين مسئله، به جهت خصيصه اجتماعی آن است [29]چرا که اين اصل برای اصلاح جامعه[30] و هدايت امت به سوی رستگاری و نجات میباشد و عامل بازدارندهای از عقب ماندگی اجتماعی به حساب میرود.
در مكتب اسلام مؤمنان برادر يكديگر معرفی شدهاند [31] و به حكم “المؤمن مرآة المؤمن”[32]بايد بسان آينه باشند تا با بيان عيوب يكديگر بی كم و كاست، خود را از پليدیها دور كنند.[33]
لذا امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “أحبّ إخوانی إليّ من أهدی إليّ عيوبی.”[34]وهمچنين فرمودند “مِن حُبّ الرّجل دينه حبّه اخاه”.[35]
درروايتی ديگر از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند:
“المؤمن أخو المؤمن يحق عليه نصيحته …”.[36]
سماعة بن مهران از امام صادق (عليه السلام) در مورد آيه 32 سورۀ مائده که کشتن یک انسان را برابر با کشتن همه و زنده کردن یک فرد را مرادف احیای جامعه انسانی دانستهاند[37] سؤال میكند. امام منظور از حیات در این آیه را هدایت دانسته و میفرمایند:
“من أخرجها من ضلال الی هُدی فقد أحياها، و من أخرجها من هُدی الی ضلال فقد قتلها.”[38]
اين همان وظيفهای است كه هر فرد مسلمان دلسوزانه بايد نسبت به ديگران داشته باشد؛ و از اين طريق ديد نادرستی كه نسبت به اين مسئله است و دخالت در امور ديگران تلقی میشود برداشته میشود و ديگر كسی نمیگويد:
من اگر نيكم و گر بد تو برو خود را كوش هر كسی آن دِرود عاقبت كار كه كِشت
ازطرفی هم وظيفه عبادی ما است[39] كه بايد با رعايت شرايطش آن را بجا آوريم.
از اصول ارزشمند حاكم بر روابط اجتماعی مسلمانان و روابط افراد با يكديگر، “تعاون” است كه از جمله مصاديق بارز آن، امر به معروف نهی از منكر است.[40]
لزوم اين تعاون را از پيوستگی اجتماع و تأثيرات آن بر جامعه[41] و احساس مسئوليت به يكديگر،[42] میتوان بدست آورد.
بر اين اساس دايرۀ امر به معروف و نهی از منكر از خانواده ـ بعنوان نقطه آغاز ـ شروع و كم كم افراد ديگر جامعه[43] را در اين نوع تعاون در بر میگيرد.
قرآن ما را دعوت میکند علاوه بر خود به فکر رهانیدن خانواده خود از آتش دوزخ باشیم. و این مهم جز از طریق امر به معروف و نهی از منکر حاصل نمیشود.
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا)[44] خود و بستگانتان را از آتش دوزخ حفظ كنيد.
روايات ذيل اين آيه میفرمايد اين حفظ بايد از طريق امر به معروف و نهی از منكر صورت گيرد.[45]
امام صادق (عليه السلام) میفرمايند: هنگامی كه آيه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا) نازل شد؛ مردی از مؤمنين نزد پيامبر (صلّی الله عليه و آله) نشست و شروع به گريه كردن نمود و به پيامبر (صلّی الله عليه و آله) عرض كرد: من از نگهداری نفس خود عاجز بودم اكنون مأمور به نگه داری از اهل خود نيز شدهام.
پيامبر (ص) به او فرمودند: “حسبك أن تأمرهم بما تأمر به نفسك، و تناهم عما تنهی عنه نفسك”. در نگهداری اهلت همين بس است كه آنچه را كه به خودت امر و نهی میكنی به آنها نيز امر نهی كني.[46]
در روايتی ديگر است كه ابوبصير از امام صادق (عليه السلام) دربارهی اين آيه میپرسد كه چگونه خانوادهام را از آتش دوزخ بِرَهانم؟
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “تأمرهم بما أمر الله، و تنهاهم عما نهاهم الله، فإن أطاعوك كنت قد وَقَيتَهُم، و إن عَصَوك كنتَ قد قََََضَيتَ ما عليك”.[47]
اگر فرمانت را پذيرا شدند، جان آنان را از آتش رهانيدهای و اگر نافرمانی كردند، وظيفهات را ادا كردهای.
روشن است كه اصلاح خانواده، زير بنای اصلاح جامعه است؛ زيرا جامعه چيزی جز خانوادههای در كنار هم نيست.
از ديگر كاركردهای اين نوع تعاون، رشد اجتماعی است كه درصورت نبود آن عقب ماندگی اجتماعی حاصل میشود. اين بيان در آيات و رواياتی مورد اشاره قرار گرفته است از جمله اينكه:
عدهای از بنی اسرائيل كه به هيچ وجه مسئوليت اجتماعی برای خود قائل نبودند، و يكديگر را از كار خلاف نهی نمیكردند و حتی جمعی از نيكان آنها با سكوت و سازشكاری، افراد گناهكار را عملا تشويق میكردند اعمال آنها بسيار زشت و ناپسند معرفی شده است:
(كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ)[48]
[و] از كار زشتی كه آن را مرتكب میشدند يكديگر را بازنمیداشتند راستی چه بد بود آنچه میكردند.
در حديثی از امام صادق (عليه السلام) درتفسير اين آيه چنين نقل شده است:
امام صادق(عليه السلام) درتفسير اين آيه فرمودند: اين دسته كه خداوند از آنها مذمت كرده هرگز در كارها و مجالس گناهكاران شركت نداشتند، بلكه فقط هنگامی كه آنها را ملاقات میكردند، در صورت آنان می خنديدند و با آنها مانوس بودند. [49]
نكته ديگری كه در اهميت اين دو فريضه بايد بيان كرد اين است كه اكثر علمای شيعه دركتب فقهی و حديثی خود اين مسئله را ذيل بحث “جهاد” ذكر نمودهاند[50] و اين خود رهنمونی است به اين نكته كه اقامه اين فريضه اقامه يك سنت جهاد است[51] چرا كه ماهيت جهاد دفاع است و دفاع از انسانيت هم دفاع به شمار میرود و از اين رو كسانی كه بعنوان امر به معروف و نهی از منكر قيام میكنند اينان قيامشان مقدس است.[52]
در اين قسمت به ابعاد گوناگون امر به معروف و نهی از منكر در كلام امام صادق (عليه السلام) میپردازيم:
وجوب عقلی امر به معروف و نهی از منكر
ازآنجا كه سعادت انسانها كاملا به يكديگر بستگی دارد و اگر در جامعه كار خوبی صورت گيرد، همگان از آن بهرهمند میشوند و اگر كار بدی تحقق پذيرد، دامن همه را میگيرد، وجوب عقلی مسئله امر به معروف و نهی از منكر ثابت میشود. به خاطر چنين وابستگی است كه آزاديهای فردی[53] تا آنجا محترم است كه به صلاح و سعادت جامعه لطمه وارد نسازد، درغير اين صورت كاملا محدود شده و ممنوع اعلام میگردد. و از آنجا که جهل و نادانی انسان نسبت به احكام و يا آلودگی او در گناه، اثر مستقيمی در سرنوشت ديگران دارد، از اين جهت ولو به خاطر سعادت خويش باشد، بايد به وظيفه امر به معروف قيام كنيم.
پيامبر گرامی اسلام (صلّی الله عليه وآله) در تبيين كيفيت وحدت سرنوشت يك جامعه، مَثَل بسيار ارزندهای دارند. رسول اکرم جامعه انسانی را به یک کشتی تشبیه کردهاند. طبیعی است که به هیچ کس نمیتوان اجازه داد با توسل به اینکه جایگاه نشستن خود را سوراخ میکند کشتینشینان را به کام مرگ بکشاند.[54]
امام صادق (عليه السلام) از پيامبر گرامی (صلّی الله عليه وآله) حديثی را نقل میكند كه بيانگر همين حقيقت است.
رسول گرامی اسلام (صلّی الله عليه وآله) فرمودند:
“هرگاه انسان در خفا مرتكب گناهی گردد، فقط به خود ضرر میرساند و اگر آشكارا انجام دهد و كسی از او انتقاد نكند، سعادت عموم را در خطر میافكند”.
امام (عليه السلام) پس از نقل حديث پيامبر(صلّی الله عليه وآله) میفرمايد:
“وذلك إنّه يذلّ بعمله دين الله و يقتدي به أهل عداوة الله”.[55]
او با عمل ناهنجار خود، دين خدا را موهون ساخته و دشمنان خدا را به پيروی از خود دعوت مینمايد”.[56]
از اين بيان روشن میگردد كه عقل و خرد برای حفظ سعادت اجتماع كه ضامن سعادت فرد نيز هست بر لزوم امر به معروف و بازداری از منكر به طور اجمال حكم میكند از اين رو برخی وجوب امر به معروف ونهی از منكر را عقلی بشمار آوردهاند.[57]
لزوم مبارزه با منكرات
لزوم مبارزه با منكرات را بايد در اهداف اين دو فريضه يعنی ايجاد خوبيها و ترك منكرات،[58] كه اثرات سازندهای برای جامعه به ارمغان دارد جستجو كرد. در جامعه ای که هیچ مخالفتی با زشتیها صورت نگیرد گسترۀ پلیدیها هر روز بیشتر میشود و عرصه را برای نیکیها تنگتر میکند. این روند ممکن است تا جایی پیش برود که نیکی ها ارزش خود را از دست بدهند و بدیها جای آنها را بگیرند در اینصورت طرفداران باطل بیشتر از نیکان شده و به جای فرا خواندن به معروف از آن باز داشته میشود. حتی ممکن است آنقدر این روند ادامه پیدا کند که معروف و منکر کاملا جای خود را عوض کنند.
امام صادق (عليه السلام) به نقل از پيامبر اكرم (صلی الله عليه وآله) میفرمايد:
” كيف بكم إذا فسدت نساؤكم، وفسق شبابكم، ولم تأمروا بالمعروف ولم تنهوا عن المنكر؟ فقيل له: ويكون ذلك يا رسول الله؟ فقال صلی الله عليه وآله: نعم و شرّ من ذلك. كيف بكم إذا أمرتم بالمنكر، ونهيتم عن المعروف؟ فقيل له: يا رسول الله ويكون ذلك؟ فقال: نعم، وشرّ من ذلك، كيف بكم إذا رأيتم المعروف منكرا والمنكر معروفا؟”.[59]
اين حديث بيانگر تأثير بیتفاوتی نسبت به اين دو فريضه و در پی آن انجام ندادن اين دو است كه همه گيری فساد را در پیدارد و زمينهای برای پيدايش منكرات ديگر است، تا حدی كه معروف، منكر شناخته میشود و منكر، معروف.
عواقب ترك امر به معروف و نهی از منكر
بيان عواقب امری در برانگيختن انسانها به انجام و يا ترك آن امر نقش مهمی را ايفا میكند، از اين رو آيات و روايات فراوانی در اين خصوص وارد شده است تا انسانها ضمن بهرهمندی از اثرات آنها كه در جهت كمال انسان ترسيم شده است، بدان امورات اهتمام ورزند. بر اساس روايات امام صادق (عليه السلام) عواقب ترك اين دو فريضه بدين گونه میباشند:
1ـ گسترش فساد در جامعه
2ـ معروف شدن منكر
به اين دو مورد در حديث پيشين اشاره شد.
3ـ تسلّط اشرار
امام صادق (عليه السلام) از پدران بزرگوارشان نقل میكنند كه امام علی (عليه السلام) فرمودند:
“لا تتركوا الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، فيولي الله أموركم شراركم، ثم تدعون فلا يستجاب لكم”.[60]
امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید، که در نتیجه ترک آن بدان بر شما مسلط می شوند، سپس برای رها شدن از شر آنان دعا می کنید اما دعایتان به استجابت نمی رسد.
4ـ شراكت خوبان در جرم و فراگيری عذاب حتی بر آنها
علت اين امر را میتوان در بی تفاوت بودن[61] فرد نسبت به اطرافيانش دانست.
هر فرد مسلمان نه تنها در سرنوشت خود بلكه در برابر افراد ديگر وظيفهای بر عهده دارد و در صورت كوتاهی از اين وظيفه عواقب ناگواری كه برای ديگران ترسيم شده است او نيز بی نصيب نخواهد بود؛ و اين به جهت بی تفاوت بودن به اعمال اطرافيانش و نهی نكردن آنان از منكر است.
امام صادق (عليه السلام) به گروهی از اصحابشان فرمودند:
“إنه قد حق لي أن آخذ البَريء منكم بالسقيم، وكيف لايحقُّ لي ذلك؟! و أنتم يبلغكم عن الَّرجل منكم القبيح ولاتنكرون عليه، ولاتهجرونه، ولاتؤذونه حتی يتركه”.[62]
من حق دارم كه بی گناه شما را به خاطر گناهكارتان مؤاخذه كنم. چگونه چنين حقی نداشته باشم حال آن كه درباه كار زشت يكی از افراد خود خبردار میشويد، اما به او اعتراض نمیكنيد و از او دوری نمینماييد و اذيتش نمیكنيد تا از كار زشتش دست بردارد.
فيض كاشانی ذيل اين حديث بيان زيبايی دارد او مینويسد:
“اُريد بالبريء البريء من غير هذا الجرم و إلا فهو ذنب عظيم”.[63]
منظور از بیگناه، بیگناه از غير اين جرم (بیتفاوتي) است و گر نه بیتفاوتي خود، گناه بزرگی محسوب میشود.
بیتفاوتی در نهی از منكر در واقع به اين مثال میماند كه اگر آتش، خانهای را در بر گيرد ولی نتوان آن را مهار كرد كم كم خانههای ديگری را هم در بر میگيرد؛ همچنين اگر جلوی ظلم ظالم اول گرفته نشود مجالی برای ظلم ظالم بعدی پيدا میشود.[64] و تاريخ اسلام مملو از چنين مواردی است كه در اثر همين بیتفاوتیها بوجود آمده است0
امام صادق (عليه السلام) در چندين روايت كه در اين زمينه وجود دارد هشدار میدهند كه هلاكت و عواقب سوء بیتفاوتی در نهی از منكر تنها عاملين به منكر را در برنمیگيرد بلكه تمام كسانی كه سكوت نمودهاند جزو هلاك شدگانند، چرا كه در گناه آنان شريكند.
از جمله اين روايات اين است كه حضرت فرمودند:
“ما أقرَّ قومٌ بالمنكر بين أظهرهم لا يغيّرونه ألا أوشك أن يعمّهم الله عزّ وجلّ بِِعِقابٍ من عنده”.[65]
هر گاه مردمی در برابر زشتكاریهايی كه در ميانشان صورت میگيرد دم فرو بندند و آن را تغيير ندهند، زود باشد كه خدای عز و جل كيفر خود را شامل همگان سازد.
“من كان له جار ويعمل بالمعاصي فلم ينهه فهو شريكه”.[66]
هر كس همسايهای دارد كه اهل معصيت است و او را نهی نمیكند، در گناه او شريك است.
نيز حضرت در ذيل آيه 259 سوره بقره كه میفرمايد:
(أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَی قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَی عُرُوشِهَا …)
يا چون آن كس {ارميای نبی} كه به شهری كه بامهايش يكسر فرو ريخته بود، عبور كرد
بيان داشتند كه در زمان ارميای نبی ـ فرستاده خدا بر بنی اسرائيل ـ پس از آن كه خداوند وعده عذاب و تسلط انسان خونريز (بُخت نصر) بر بنی اسرائيل را به او وحی نمود؛ علمای آنان به او گفتند: يا رسول الله، ما ذنبنا نحن، ولم نكن نعمل بعملهم؟
خداوند به ارميا نبی وحی نمود كه به آنها بگو: إنَّكم رأيتم المنكرَ فلم تُنكروه.[67]
5ـ در رديف خيانت كنندگان
امام صادق (علیه السلام) سر باز زدن از این مسئولیت اجتماعی را در قبال دیگران امری خائنانه معرفی فرمودند:
“من رأی أخاه علی أمر يكرهه فلم يَرُدّه عنه، وهو يقدر عليه، فقد خانَه … “.[68]
هر كس برادر دينی خود را بر انجام امر ناپسندی مشاهده كند و او را از آن كار باز ندارد، در حالی كه توانايی جلوگيری را داشته باشد، همانا به او خيانت ورزيده است.
6ـ در پی داشتن خواری
سنتهای الهی بر زندگی بشر همواره حاکم است و از این رو گریزی از آن نیست. امام صادق (علیه السلام) به این سنت الهی در خصوص این وظیفه اجتماعی اشاره فرموده اند:”ما من مؤمن يخذل أخاه وهو يقدر علی نصرته، إلا خذله الله في الدنيا والآخرة “.[69]
هيچ انسانی مؤمنی نيست كه برادر دينی خود را به خواری كشاند، در حالی كه توانايی كمك و ياری به او را داشته باشد، مگر اينكه خداوند در دنيا و آخرت خوارش گرداند.
بدیهی است که در پی داشتن خواری در اثر وازدن از این وظیفه سنت الهی است.
7ـ دينداری ناقص
امام صادق (عليه السلام) به نقل از پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمودند: ” إن الله عز وجل ليبغض المؤمن الضعيف الذي لادين له، فقيل له: وما المؤمن الذي لا دين له؟ قال: الذي لا ينهی عن المنكر”.[70]
مؤمن ضعیفی که دین ندارد خداوند از او خشمناک است،و منظور مؤمنی است که نهی از منکر نمی کند.
8ـ فراهم آوری خشم و غضب خداوند
به اين مورد در حديث پيشين اشاره شد.
9ـ به دشمنی برخواستن با خدا
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “إذا رأی المنكر فلم ينكره وهو يقدر (يقوي) عليه فقد أحب أن يُعصی الله، ومن أحب أن يُعصی الله فقد بارز الله بالعداوة”.[71]
هنگامی که امر منکری را دیدی و در حالی که توانایی مقابله با آن را داشته باشی و از آن سرباز زنی، گو اینکه دوست داشتی خداوند معصیت شود، و هر آنکه چنین باشد به دشمنی خدا برخواسته است.
خصايص و نيازمندیهای آمران به معروف و ناهيان از منكر
بی ترديد انجام اين وظيفه مهم نيازمند يكسری توانايیها است كه آمر و ناهی بايد آنها را دارا باشد تا تأثير بهتری بر مخاطبين بگذارد. اين قسمت عهده دار بيان اين مسئله است:
1ـ علم و آگاهی
بديهی است كه انجام اين دو فريضه همانند تمامی كارها نيازمند آگاهی و شناخت كافی است. امام صادق (عليه السلام) اثر اقدام ناآگاهانه را اينگونه بيان میفرمايند:
“العامل علی غير بصيرة كالسّائر علی غير الطريق لا يزيده سُرعة السير إلا بُعدا”.[72]
آن كس كه بدون شناخت و بصيرت اقدام به انجام دادن عملی میكند چونان روندهای است كه مسير اشتباهی را میپيمايد. شتاب بيشتر تنها او را از مقصد دورتر میكند.
در پاهای از روايات آمده است كه اقدام به اين مسئله بدون پشتوانه علمی پذيرفته نيست و اجری در پی ندارد.[73]
مسعدة بن صدقة میگويد در مورد معنای حديث پيامبر (صلی الله علیه وآله) كه فرمودند: “إن أفضل الجهاد كلمة عدل عند إمام جائر” از امام صادق (عليه السلام) سؤال شد. حضرت فرمودند: “هذا أن يأمره بعد معرفته، وهو مع ذلك يقبل منه، وإلا فلا”.[74]
نيز رواياتی كه در خصوص “احتمال تأثير” در امر به معروف و نهی از منكر مطرح شده است بر همين اساس است كه بايد از روی علم و آگاهی اقدام نمود و در غير اين صورت تكليف ساقط میشود. لذا امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “إنما يؤمر بالمعروف وينهي عن المنكر مؤمن فيتّعظ أو جاهل فيتعلّم[75] فأمّا صاحب سَوط وسَيف فلا”.[76]
امام (عليه السلام) اين گروه اخير(صاحبان قدرت و زور) را به جهت اينكه امر به معروف و نهی از منكر در آنها كار ساز نيست استثناء نمودند.
2ـ توانايی
در بخشی از روايتي كه مسعدة بن صدقة از امام صادق (عليه السلام) در مورد اين تكليف پرسيد آمده است:
“…إنما هو علی القويِّ المُطاعِ العالمِ بالمعروفِ من المنكر، لا علی الضّعفة الّذين لا يهتدون سبيلاً إلی أيّ من إيّ … “.[77]
اين تكليف تنها بر عهده كسی است كه توانمند، مورد اطاعت و عالم به معروف و منكر باشد، نه افراد ضعيفی كه راه به جايی نمیبرند.
نيز در اين خصوص به رواياتی بر میخوريم كه صحبت از ذلت و خواری مؤمن شده است به اين معنا كه مؤمن نبايد دست به كاری بزند كه در اثر ناتوانايی از آن كار، ذلت و خواری خود را فراهم آورد.[78]
داود رقّی میگويد از امام صادق (عليه السلام) شنيدم كه میفرمود: لا ينبغي للمؤمن أن يذلّ نفسه، قيل له: و كيف يذلّ نفسه؟ قال: تعرَّض لما لا يطيق.”[79]
شایسته نیست مؤمن خود را خوار بگرداند. به حضرتش خطاب شد: چگونه؟ حضرت فرمودند: به کاری پرداختن و توانایی آن را نداشتن.
3ـ جرأت
گاهی رها كردن اين دو فريضه به جهت خجالت و يا ترس است كه در متون اسلامی مورد انتقاد قرار گرفتهاند[80] و اين به جهت جرأت نداشتن است. از اين رو در روايات آمده است كه امر به معروف و نهی از منكر، اجلی را نزديك نمیسازند و روزيی را دور نمیگردانند.
امام صادق (عليه السلام):”إنّ الأمر بالمعروف و النّهي عن المنكر لم يُقَرِّبا أجلاً، ولم يُباعدا رزقاً”.[81]
از طرفی هم، چنين شخصی به دليل اينكه اين جرأت را در خود نمیبيند، ايمان ضعيفی را دارد چرا كه فريضهای است كه بايد با رعايت ضوابط آن ادا شود. در روايت ذيل، يكی از شرايط دينداری واقعی به نوعی بيان شده است.
مسعدة بن صدقه از امام صادق (عليه السلام) نقل ميكند كه پيامبر (صلّی الله عليه وآله) فرمودند: “إن الله عز وجل ليبغض المؤمن الضعيف الذي لا دين له، فقيل له: وما المؤمن الذي لا دين له؟ قال: الذي لا ينهی عن المنكر”.[82]
4ـ حبّ و بغض در راه خدا
در برخی روايات سخن از تحريم به خشم آوردن خداوند متعال در اثر جلب رضايت خلق شده است به اين معنا كه در صورت مشاهده منكری از شخصی، حال به دليل اينكه ناراحت نشود و يا رابطه دو طرف به هم نخورد از نهی او از آن كار سرباز میزنيم.
امام صادق (عليه السلام) نقل میكنند كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: “لا تسخطوا الله برضی أحد من خلقه، ولا تتقربوا إلی أحد من الخلق بتباعد من الله عز وجل …”.[83]
خداوند را با رضایت خلق او خشمناک نکنید، و تقرب به کسی را در مقابل دوری از خداوند نخواهید.
همچنين حضرت (عليه السلام) فرمودند:
“إن من اوثق عری الايمان، أن تحب في الله، وتبغض في الله …”.[84]
از استوارترين دستاويزهای ايمان، حب و بغض در راه خداست.
5ـ تلفيق قول و عمل (تخلق به آداب)
بی ترديد از منفورترين اعمالی كه سبب خشم خدا میشود عمل نكردن به آنچه كه فرد دم از آن میزند است،[85] كه در روايات از او به “خائن” تعبير شده.[86]
يعقوب بن شعيب گويد: از امام صادق (عليه السلام) در مورد اين آيه پرسيدم: “أتأمرون الناس بالبر وتنسون أنفسكم” كه امام دستشان را بر گلويشان نهادند همچون كسی كه خودش را میكشد.[87]
در حديثی ديگر در اين خصوص امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
“من لم ينسلخ عن هواجسه، ولم يتخلص من آفات نفسه وشهواتها، … لا يصلح له الامر بالمعروف والنهي عن المنكر، لأنه إذا لم يكن بهذه الصفة …لا ينتفع الناس به”.[88]
كسی كه از خيالات نفسانی بيرون نيامده، و از آفتها و خطرها و شهوات نفس خود خلاصی نيافته است صلاحيت امر به معروف و نهی از منكر را ندارد. چرا كه اگر چنين نباشد ديگران هم از او سودی نمیبرند.
6ـ رفق و مدارا
رفق و مدارا در سيره اجتماعی معصومين (عليهم السلام) نقشی مبنايی داشته و مايه قوام و دوام روابط و مناسبات صحيح اجتماعی بوده است.[89]
در مصباح الشريعه در باب حسن معاشرت امام صادق (عليه السلام) در اين خصوص می فرمايد:
“…وكن رفيقاً في أمرك بالمعروف و شفيقاً في نهيك عن المنكر …”.[90]
امر به معروف را با رفق و نرمی انجام بده، و با مهربانی و محبت نهی از منكر كن.
راهكارها
در راستای تحقق اصل امر به معروف و نهی از منكر ائمه (عليهم السلام) راهكارهايی را ارائه فرمودند تا با بهرهگيری از آنها بتوانيم به مقصد خود در اين رابطه دست يابيم.
هر چند به پارهای از اين راهكارها در ضمن مطالب پيشين اشاره شد اما به طور كلی آنها را بر می شمريم:
1ـ دوری و هجر از اهل معاصی
اين شيوه به جهت اينكه تنبه[91] فرد گناهكار را در پی دارد به عنوان راهكاری مؤثر در اين امر به شمار رفته است.
امام صادق (عليه السلام) به اصحاب خود چنين میفرمايند:
” هر گاه خبردار شديد كه شخصی كار خلافی میكند،نزد او برويد و بگوييد: فلانی! يا از ما كنارهگيری و دوری كن يا از اين كار خلاف دست بردار. اگر دست برنداشت از او دوری كنيد”.[92]
2ـ بيان مكافات انجام و ترك آن
بیترديد انجام هر عملی چه خوب و چه بد نتايجی به تناسب آن عمل را در بر دارد كه در اين راستا ائمه (عليه السلام) با بيان اين نتايج سعی در تقويت و حفظ افراد جامعه داشتند.[93]
3ـ بيان فضايل برای آمرين و ناهين
اين راهكار علاوه بر هدفمندی مسئوليت آمران و ناهيان، تشويق آنان را بر اين عمل برمی انگيزد.
4ـ بيان مراتب امر و نهی
برای عملی شدن اين امر عظيم لازم است كه با توجه به موقعيتهای مختلف و همچنين توانايی افراد هر يك از مراتب امر و نهی،[94] از ناراحتی درونی تا متوسل شدن به زور را به كار بست و اين انعطاف پذيری سبب می شود كه هر كس به نوعی بتواند اين فريضه را عمل كند، هر چند در روايات از ادنیترين و برترين مراتب امر به معروف و نهی از منكر سخن به ميان آمده است.[95]
5ـ بيان گفتارها و سيره رسول الله (ص) در اين باره
ائمه اطهار(عليهم السلام) از آن جهت كه قرآن كريم پيامبر اكرم (صلّی الله عليه وآله) را (أسوة حسنة) [96] معرفی می كند ضمن شناساندن رسول الله از اين بُعد سعی در معرفی الگوی تامه برای همه مسلمانان بودند.
6ـ زدودن زمينههای فساد
امام صادق (عليه السلام) میفرمايد: مردی را نزد امير مؤمنان (عليه السلام) آوردند كه استمنا كرده بود. امير مؤمنان به دستهای او آنقدر شلاق زد كه سرخ شد. سپس از بيت المال هزينه ازدواج وی را فراهم كرد و او را همسر داد.[97]
جدای از اين مطالبی كه آورده شد، سيره عملی امام صادق (عليه السلام) در اين موضوع قابل طرح است كه در مجالی ديگر بايد از آن بهرهمند شد و در اينجا فقط به يكی از برخوردهای امام صادق (عليه السلام) اشاره میكنيم.
بدستور منصور صندوق بيت المال را باز كردند و به هر كس از آن چيزی میدادند، شقرانی هم يكی از آن كسانی بود كه برای دريافت سهمی از بيت المال آمده بود او چون كسی را نمی شناخت وسيلهای پيدا نمیكرد تا سهمی برای خود بگيرد. شقرانی به اعتبار اينكه يكی از اجدادش برده بود و رسول خدا ( صلی الله عليه وآله ) وسيله آزادی او را فراهم ساخته بود و شقرانی هم آزادی را از او به ارث برده بود مولی رسول الله (صلی الله عليه وآله) میگفتند يعنی آزاده شده رسول خدا، و اين امر به نوبه خود افتخار و انتسابی برای شقرانی به شمار میآمد و از اين نظر خود را وابسته به خاندان رسالت میدانست . در اين ميان كه چشمان شقرانی منتظر و جويای آشنا و وسيلهای بود تا سهمی برای خود از بيت المال دريافت كند امام صادق (عليه السلام) را ديد، جلو رفت و حاجت خويش را ابراز داشت. امام رفت و طولی نكشيد كه سهمی برای شقرانی گرفته و با خود آورد ، همين كه آن را به دست شقرانی داد با لحن ملاطفت آميز اين جمله را به وی گفت: ” يا شقراني إن الحسن من كل أحد حسن وإنه منك أحسن لمكانك منا، وإن القبيح من كل أحد قبيح وإنه منك أقبح”، كار خوب از هر كسی خوب است ولی از تو به واسطه انتسابی كه با ما داری و تو را وابسته به خاندان رسالت میدانند خوبتر و زيباتر است، و كار بد از هر كسی بد است ولی از تو به خاطر همين انتساب، زشت تر و قبيحتر است. امام اين جمله را گفت و گذشت. شقرانی با شنيدن اين جمله دانست كه امام از راز و سر او ، يعنی ميگساری و شرابخواری آگاه است و از اينكه امام با علم و آگاهی به او محبت كرده است بسيار شرمنده و شرمسار گرديد و پيش وجدان خود نادم و پشيمان گرديد.[98]
منابع:
- آيات الهی (نظام مشاركت زير بنای مديريت اسلامی)، جلد اول، فريور باتمانقليچ، جمهوری، تهران، 1381، چ 2.
- الامر بالمعروف و النهی عن المنکر عند الفريقين، مهدی رستم نجاد، المجمع العالمی للتقريب بين المذاهب الاسلاميه، طهران، 1427 ق، ط 1.
- امر به معروف در ترازوي تاريخ (گامي نوين در فقه سياسي اسلام)، عبدالحسين رضايي راد0 دفتر تبليغات اسلامي، بوستان كتاب، قم، 1386، چ 2.
- امر به معروف و نهی از منكر، محسن قرائتی، مركز فرهنگی درسهايی از قرآن، تهران، 1375، چ 1.
- پژوهشی در امر به معروف و نهی از منكر از ديدگاه قرآن و روايات، محمد اسحاق مسعودی، شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامی، تهران، 1378، چ 1.
- ترجمه الحياه، محمد رضا حكيمی و ديگران، مترجم: احمد آرام، انتشارات دليل ما، قم، 1386، چ 8.
- التفسير العياشي، محمد بن مسعود العياشي، تحقيق: قسم الدراسات الاسلاميه، مؤسسة البعثه، قم، 1421 ق، ط 1.
- تفسير الميزان، سيد محمد حسين طباطبايی، ترجمه: سيد محمد باقر موسوی همدانی، بنياد علمی و فكری علامه طباطبايی، 1363، بیچا.
- تفسير نمونه،ناصر مكارم شيرازی و همكاران، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1361، چ 7.
- تهذيب الأحكام (في شرح المقنعه)، محمد بن الحسن بن علی؛ الشيخ الطوسي، المحقق: علی اكبر الغفاری، نشر صدوق، تهران، 1376، ط 1.
- جامع أحاديث الشيعه، حسين الطباطبايی البروجردی، ناشر : المؤلف، فم، 1368، بیچا.
- جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام، محمد حسن النجفي، حققه وعلق عليه: عباس القوچاني، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1981 م، ط 7.
- جهاد، مرتضی مطهری ، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1361، بی چا.
- چهارده نور پاك، عقيقی بخشايشی، ج 8، انتشارات نويد اسلام، 1381، چ 1.
- دانش نامه ميزان الحكمه، محمد محمدی ری شهری با همكاری جمعی از پژوهشگران، ترجمه: حميد رضا شيخی، دار الحديث، قم، 1386، چ 1.
- دو فريضه برتر در سيره معصومين (عليهم السلام)، سيد محمود مدنی بجستانی، نشر معروف، قم، 1376، چ 2.
- الزبده الفقهيه فی شرح الروضه البهيه، السيد محمد حسن حسينی العاملی، منشورات ذوی القربی، قم، 1422 ق، ط 1.
- سيره نبوی (منطق عملی)، دفتر دوم: سيره اجتماعی، مصطفی دلشاد تهرانی، دريا، تهران، 1385، چ 2.
- شيوه های صحيح امر به معروف و نهی از منکر، سازمان تبليغات اسلامی، داد سرای انقلاب اسلامی مبارزه با مواد مخدر و منکرات ، تهران، 1376، چ 3.
- عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه)، حسين انصاريان، پيام آزادی، بیجا، 1367، چ 1.
- الفروع من الكافي، محمد بن يعقوب بن اسحاق الكليني الرازي، صححه و قابله و علّق عليه: علی اكبر الغفاری، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1362، چ 2.
- فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامی، جعفر سبحانی ، توحيد، قم، 1378، چ 2.
- فريضة عظيمة يا امر به معروف و نهی از منكر، معاونت فرهنگی ستاد مركزی احياء امر به معروف و نهی از منكر، تهران، 1373، چ 1.
- کتاب الوافی، مولی محمد محسن المشتهر بالفيض الکاشانی، التحقيق: فی مرکز التحقيقات فی مکتبه الامام أمير المؤمنين علی عليه السلام، باهتمام و اشراف: السيد کمال الدين فقيه ايمانی، مکتبه الامام أمير المؤمنين علی عليه السلام، اصفهان، 1415 ق، ط 1.
- گنجينه آداب اسلامی، ج 2، محمد رضا آشتيانی و محسن آشتيانی، زهير، قم، 1381، چ 1.
- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ميرزا حسين النوري الطبرسي، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، مؤسسة آل البيت (ع) لاحياء التراث، بيروت، 1408 ق، ط 2.
- مصباح الشريعه: از كلمات امام ششم حضرت صادق (عليه السلام)، ترجمه و شرح:علامه حسن مصطفوی، مركز نشر آثار علامه مصطفوی، تهران، 1382، چ 1.
- ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، محمد باقر المجلسي، تحقيق: السيد مهدي الرجائي، مكتبه آيه الله المرعشي، قم، 1407 ق، بیچا.
- ميزان الحكمه همراه با ترجمه فارسی، محمد محمدی ری شهری، تحقيق: مركز تحقيقات دار الحديث، مترجم: حميد رضا شيخی، دار الحديث، قم، 1383، چ 4.
پاورقی:
[2]. ر.ك: الامر بالمعروف والنهي عن المنكر عند الفريقين، مهدی رستم نجاد، المجمع العالمی للتقريب بين المذاهب الاسلاميه، طهران، 1427 ق، ط 1.
.[3] المعجم الوسيط، ص 595 و 952؛ نيز ر.ك: جواهر الكلام، ج 21، ص 356؛ لسان العرب، ج 5، ص 233 و ج 9، ص 239؛ مفردات الفاظ القرآن، ص 331 و 505.
[5]. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 483؛ به نقل از: الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر، ص 11 و 12.
[7]. عرفان اسلامی، ج 11، ص 39.
[11]. عن النبي (صلی الله عليه و آله): «كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيته». بحار الأنوار، ج 72، ص 37.
.[13] رساله دانشجويی، ص 246؛ نمونههايی از معروفها و منكرها كه به آنها امر يا از آنها نهی شده است را میتوان در تورات و انجيل يافت ر.ك: پژوهشی در امر به معروف و نهی از منكر از ديدگاه قرآن و روايات، ص 103 ـ 99.
[14]. سورۀ آل عمران/ آيه 113 و 114.
[15]. سورۀ لقمان/ آيه 17
[16]. بعنوان نمونه ر.ك: سورۀ حج/ آيه 41. طه/ آيات 43 و 44. مريم/ آيات 44 ـ 42 و 55. هود/ آيات 50 و 52 و 84. ص/ آيه 85.
[17]. سورۀ آل عمران/ آيه 110.
[18]. تفسير العياشي، ج 1، ص 195، ح 130؛ به نقل از دانش نامه ميزان الحكمه، ج 7، ص 192، ح 3935.
[19]. سورۀ آل عمران/ آيه 104.
[20]. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 177، ح 13811.
[21]. ر.ك: دانش نامه ميزان الحكمه، ج 7، ص 192.
[22]. تفسير نور، ج 2، ص 145.
[23]. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 180، ح 13820.
[24]. سوره اعراف/ آيه 165.
[25]. دانش نامه ميزان الحكمه، ج 3، ص 166، ح 1470؛ وسائل الشيعه، ج 16، ص 149، ح 21208.
[26]. سورۀ نحل/ آيه 36؛ سورۀ اعراف/ آيه 157.
[27]. (إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ) سورۀ نحل/ آيه 90.
[28]. وسائل الشيعه، ج 16، ص 146، ح 21202.
[29]. آيات الهی (نظام مشاركت زير بنای مديريت اسلامی)، ج 1، ص 286.
[30]. ر.ك: صحيفه نور، ج 10، ص 112.
[31]. (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه) سورۀ حجرات/ آيه 10.
[32]. بحار الأنوار، ج 71، ص 268.
[33]. پژوهشی در امر به معروف و نهی از منكر از ديدگاه قرآن و روايات، ص 91.
[34]. بحار الأنوار، ج 75، ص 249، ح 89.
[35]. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 235، ح 13979.
[37] (مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا).
[38] تفسير العياشي، ج 2، ص 37، ح 1245.
[39]. امام صادق (عليه السلام) میفرمايند: “ويل لقوم لايدينون الله بالامر بالمعروف والنهي عن المنكر”. تهذيب الأحكام، ج 6، ص 196، ح 2. علامه مجلسی در ملاذ الاخيار، ج 9، ص 467. در مفهوم عبارت “لايدينون الله” مینويسد: لايعبدون الله بهذه العباده.
[40]. البته اين تعاون بايد در جهت معروف باشد نه منكر. به اين روايت از امام صادق (عليه السلام) توجه كنيم: “روز قيامت كه برپا شود، منادی حق ندا دهد كه ستمگران كجايند؟ ياران و اعوان آنها كجايند؟ آنانكه برای ظالمين (حتي) دواتی را لِيقه گذاشتند كجايند؟ آنان كه برای ظالمان (حتي) سر يك كيسهای را دوختند يا اينكه قلمی را برايشان اصلاح و آماده نمودهاند كجايند؟ همه آنان را با هم محشور كنيد {زيرا همه اين افراد در گناهان ظالم و ستگمر شريك حساب ميشوند}. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 593؛ به نقل از: پژوهشی در امر به معروف و نهي از منكر از ديدگاه قرآن و روايات، ص 30.
[41]. ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 12، ص 184 و 185، ح 13834.
[42]. ر.ك: همان، ص 183، ح 13831.
[43]. از جمله همسايه.
[44]. سورۀ تحريم/ آيه 6.
[45]. امر به معروف و نهی از منكر، ص 3.
[46]. وسائل الشيعه، ج 16، ص 148، ح 21205.
[47]. همان، ص 148، ح 21206؛ ر.ك: ترجمه تفسير الميزان، ج 19، ص 688؛
[48]. سورۀ مائده/ آيه 79؛ ر.ك: سورۀ هود/ آيات 116 و 117.
[49]. تفسير العياشي، ج 2، ص 67، ح 1322.
[50]. و اين جدای از كتابهای تفسيری، اخلاقی، و كلامی است كه به اين مسئله پرداختهاند. ر.ك: پژوهشی در امر به معروف و نهی از منكر از ديدگاه قرآن و روايات، ص 74 ـ 67.
[51]. ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 12، ص 231، ح 13965.
[52]. جهاد، ص 44.
.[53] آزادی فرد مسلمان و حق انتخاب او در جايی است كه از سوی خداوند حكم و دستوری در آن زمينه نباشد٭ و اين است كه با توجه به مفهوم آزادی، نزد غربیها، امر به معروف تفتيش عقايد و دخالت در محدودۀ آزادی افراد و مخالف آزادی تلقی ميشود. امر به معروف در ترازوی تاريخ (گامی نوين در فقه سياسی اسلام)، ص 39.
٭اين جمله مضمون اين آيه شريف است: (وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَه إِذَا قَضَی اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَه مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا) سورۀ احزاب/ آيه 36.
[54].ر.ک: صحيح البخاري، ج 3، باب «هل يقرع فی القسمه»، ص 111، دار الفكر للطباعه والنشر والتوزيع، 1401 ق؛ به نقل از: فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامی، ج 4، ص 214.
[55]. وسائل الشيعه، ج 16، ص 136، ح 21176.
[56]. فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامی، ج 4، ص 214.
[58]. ر.ك: تهذيب الأحكام، ج 6، ص 203، ح 24.
[59]. الفروع من الكافي، ج 5، ص 59، ح 14.
[61]. ناگفته خود پيداست كه منظور از بيتفاوت نبودن، جستجو در احوال مردم و به عبارت عاميانه فضولی نميباشد؛ بلكه اين حساسيت در جايی است كه گناه آشكارا (جهر به معصيت) صورت پذيرد.
[62]. تهذيب الأحكام، ج 6، ص 203، ح 24؛ ميزان الحكمه، ج 8، ص 3729، ح 12810. در برخی روايات اين مطلب به گونهای ديگر آمده است: عن الحارث بن المغيره قال: لقيني أبو عبد الله عليه السلام … فقال لي: يا حارث، فقلت: نعم فقال: “أما لتُحمَلَنَّ ذنوبُ سفهائكم علی علمائكم، … ما يمنعُكم إذا بلغكم عن الرجل منكم ما تَكرهونه مما يدخل به علينا الأذی والعيب عند الناس أن تأتوه فَتُؤَنِّبُوه وتُعظُوهُ وتقولوا له قولا بليغاً”، فقلتُ له: إذا لا يَقبلُ منّا ولا يُطيعُنا، قال فقال: “فإذا فاهجروه عند ذلك وَاجتَنِبُوا مُجالِسَتَهُ”. ميزان الحكمه، ج 8، ص 3728، ح 12812؛ ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 12، ص 198 ـ 197، ح 13866.
[63]. کتاب الوافي، ج 15، ص 177.
[64]. ر.ك: تحف العقول، ص 504.
[65]. ميزان الحكمه، ج 8، ص 3729، ح 12810
[66]. فريضه عظيمه، ص 51.
[67]. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 191، ح 13851؛ نيز ر.ك: الكافي، ج 2، ص 318، ح 11.
[68]. بحار الأنوار، ج 71، ص 190؛ به نقل از: پژوهشی در امر به معروف و نهی از منكر از ديدگاه قرآن و روايات، ص 90.
[69]. مستدرك الوسائل، ج 9، ص 101؛ به نقل از: همان، ص 91.
[70]. الفروع من الكافي، ج 5، ص 59، ح 15.
[71]. ميزان الحكمه، ج 8، ص 3702، ح 12701.
[72]. الكافي، ج 1، ص 43، ح 1؛ به نقل از: دو فريضه برتر در سيرۀ معصومين (عليهم السلام)، ص 10.
[73]. عن مفضل بن يزيد عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: قال لي: يا مفضل من تعرض لسلطان جائر فأصابته بليه لم يؤجر عليها ولم يرزق الصبر عليها. تهذيب الأحكام، ج 6، ص 199، ح 12.
[74]. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 188، ح 13843.
[75]. أي لا يأبی عن التّعلّم وأنّما يفعل ذلك لجهله وهو غير مصر عليه.ملاذ الأخيار، ج 9، ص 472.
[76]. تهذيب الاحكام، ج 6، ص 199، ح 11.
[77]. تهذيب الاحكام، ج 6، ص 198، ح 9.
[78]. ر.ك: الفروع من الكافي، ج 5، كتاب الجهاد، باب كراهه التعرض لما لا يطيق، ص 64 ـ 63.
[79]. همان، ص 64 ـ 63، ح 4.
[80]. ر.ك: امر به معروف و نهی از منكر، ص 77 ـ 76.
[81]. ميزان الحكمه، ج 8، ص 3708، ح 12724.
[82]. همان، ص 59، ح 15.
[83]. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 209، ح 13897.
[84]. همان، ص 223، ح 13940.
[85]. سوره صف، آيه 2 و 3. ر.ك: ميزان الحكمه، ج 8، ص 3718 ـ 3716، باب ذمّ من يأمر بما لا يأتي،.
[86]. ر.ك: مصباح الشريعه، ص 338.
[87] . وقال الحجال، عن أبي إسحاق عمن ذكره “وتنسون أنفسكم” اي تتركون. همان، ص 202، ح 13833.
[88]. مصباح الشريعه، ص 338.
[89]. سيره نبوی (منطق عملی)، دفتر دوم (سيره اجتماعی)، ص 15.
[90]. پيشين، ص 238؛ ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 12، ص 214، ح 13916.
[91]. امام صادق (عليه السلام) در روايتی متّعظ شدن فرد را يكی از كاركردهای اين امر بر شمردند: “إنما يؤمر بالمعروف وينهی عن المنكر مؤمن فيتّعظ …”. تهذيب الاحكام، ج 6، ص 199، ح 11.
[92]. ميزان الحكمه، ج 8، ص 3728، ح 12811.
[93]. ر.ك: ميزان الحكمه، ج 8، ص 3708، ح 12811؛ امر به معروف و نهی از منكر، 58 ـ 57.
[94]. در تفسير امام عسكری (ع) به نقل از پدران بزرگوارشان (عليهم السلام) از پيامبر اكرم (صلّی الله عليه و آله) نقل شده است كه: “من رأی منكم منكراً فلينكر بيده إن استطاع، فإن لم يستطع فبلسانه، فإن لم يستطع فبقلبه، فحسبه أن يعلم الله من قلبه أنه لذلك كاره”. الزّبده الفقهيّه، ج 3، ص 676.
[95]. ر.ك: ميزان الحكمه، ج 8، 3724 ـ 3720.
[96]. سوره احزاب، آيه 21.
[97]. دو فريضه برتر در سيره معصومين (عليهم السلام)، ص 124.
[98]. بحار الأنوار، ج 47، ص 350 – 349؛ به نقل از: چهارده نور پاك، ج 8، ص 1105 – 1104.







بدون دیدگاه